SalarSoftwares logo

خوش آمدید. در این سایت می توانید ابزارهای دلفی و نرم افزارها را دریافت کنید.

صفحه اصلی | مقالات | سوال و جواب | Downloads | Beeper help | جستجو | تصاویر برنامه ها | تبلیغات | تماس با ما | وبلاگ شخصی

مقدمه اي بر RUP

امروزه با گسترش و پيچيد گي فعاليتهاي صنعتي،اطلاعاتي،تجاري و... انواع مختلفي از مشاغل به لحاظ نوع كار،محصول توليدي،اطلاعات مرتبط با ان مشاغل و...تعريف گرديده اند.در چنين فرايند هاي پيچيده شغلي آنچه كه امروزه بيشتر از گذشته ارزشمند گرديده است اطلاعات و پردازش و نتيجه گيري وتصميم گيري ازآن مي باشد.امروزه كمتر سازمان يا اداره اي را مي توان يافت كه:
گزارش هاي مختلف مالي،آماري و... تهيه نكند.
از ابزارهاي مد يريت مدارك مانند مايكرو سافت آفيس استفاده ننمايد.
از ابزارهاي محاسباتي مانند spss استفاده ننمايد.
داراي يك اداره يا بخش رايانه نباشد.
.....
.....
و در ساده ترين حالت داراي يك سري قفسه هاي مملو از پرونده يا اتاقها يي مملواز اين قفسه ها و ميز هايي كه انبو هي يا كمتر از انبوهي از پرونده هاي مختلف بر روي آن انباشته شده باشند.
در همه حالات گفته شده اطلاعات بايستي داراي ويژ گي ها و عملكردهاي زير باشد:

  • ثبت و جمع آوري

  • نگهداري

  • بازيافت

  • قابليت گردش و انتقال

  • قابل پردازش و نتيجه گيري

  • و در نهايت در تصميم ساز و مؤ ثر در بهبود وضعيت

همه اين موارد فرايند هاي اطلاعاتي ناميده مي شوند.آنچه كه در مورد اين فرايندهاي اطلاعاتي مهم است اين است كه:

  • وضعيت آنها اكنون جگونه است(وجود،كيفيت،موارد وابسته و نابسته آنها)

  • وضعيت مناسب و حالت بهينه آنها با توجه به خواسته هاي محيط دروني و بيروني چيست؟

  • چه راهكارهاي مناسبي براي رسيدن به شرايط مطلوب وجود دارد؟

  • اگر راه حل انتخابي يك سيستم نرم افزاري است اين سيستم چه ويژگي ها يي بايد داشته باشد؟

  • سيستم نرم افزاري چگونه بايد جايگزين بخش يا كل سيستم جاري شود؟

  • و در همه اين مراحل سيستم جديد چگونه نگهداري و بهبود وتوسعه مي يابد؟

براي رسيدن به اين اهداف شاخه هاي مختلف علوم و تخصصهاي مهندسي و غيرمهندسي با روشها(متدولوژي)هاي مختلف بكار رفته و مي روند.پيش از پرداختن به اين روشها و تخصصها و مشخص شدن مفاهيم زير به نظر ضروري مي رسد

  1. Visionچشم اندازها ي كاري يا اهداف عمده سازمان يا تيم كاري

  2. Process مجموعه اي از فعاليت هاي هدفمند كه عمومآ در يك تيم كاري به صورت مقطعي يا دوره اي انجام مي شوند(اين فعاليت ها ممکن است دسته بندي و سطح بندي شوند.

  3. Project مجموعه اي از فعاليت هاي هدفمند که عموماً در يک تيم کاري به صورت مقطعي انجاممي شوند(اين فعاليت ها ممکن است دسته بندي وسطح بندي شوند)

  4. Business شغل/ نوع کار عمده اي که در يک سازمان يا تيم کاري انجام مي شود

  5. role نقش هاي افراد يا گروهي از افراد در يک سازمان يا تيم

  6. Person افرادي که در يک سازمان يا تيم فعاليت مي کنند

  7. Mission فرايند هاي عمده اي که عموماً براي رسيدن به اهداف يک سازمان در نظر گرفته مي شود

  8. Activity فعاليت هايي که در يک پروژه، پروسه انجام مي شود

  9. Work flow روال انجام فعاليت هاي يک پروسه وروال انجام پروسه هاي يک ماموريت(تقدم،وابستگي،چينش)

  10. مهندسي صنايع : چيدمان فرايند ها براي رسيدن به اهداف، کنترل فرايندها (پروژه ها) و منابع و زمانبندي مربوط به آنها

  11. مهندسي نرم افزار :در حوزه منابع وسيستم هاي اطلاعاتي(شناخت وضعيت جاري،نيازهاي جاري،پيشنهاد وضعيت(سيستم يا روش مناسب،طراحي و پياده سازي سيستم مناسب،ارايه روش نگهداري و بهبود سيستم) از وظايف مهندسي نرم افزار مي باشد

  12. مهندسي مجدد :چينش مجدد فرايندهاي کاري،گردش هاي اطلاعاتي در يک سازمان(ممکن است در راستاي شناخت وضعيت،نياز سنجي،آناليز،طراحي سيستم جديد)از وظايف مهندسي مجدد است

  13. Document Flow :جريان گردش اسناد(بر اساس آيين نامه،اساس نامه وقوانين و...)موجود در يک سازمان يا پروژه

پس از شناخت چنين مفاهيمي در يك سازمان يا تيم يا... بايستي يك مدل واقعي/ توافقي / استاندارد بر اساس يك متدولوژي از چيدمان جنين مفاهيمي داشته باشيم.

توافق:
پس از مطالعه وضعيت موجود و بر اساس مصالح،خواسته ها و... سيستم فعلي وبا تآ ييد افراد خلصي مشخص مي شود.
واقعيت:
بر اساس شاخص هاي شغلي و ماهيتي و منطقي مربوط به سيستم موجود وقابل استناد است.
استاندارد:
ماهيتي:
از ماهيت شغل نشات مي گيرد ودر شناخت آن بايستي ار تخصص هاي مرتبط با شغل وشغل شناسي بهره گرفت.
فني:
بسته به هدف سازمان/تيم/...يك روش تحليل نرم افزاري را براي مطالعه سيستم بر مي گزيند.


حرفه ها وتخصص ها
به منظور بررسي(شناخت،آناليز، نياز سنجي،طراحي، پياده سازي و...)فرايندهاي يك سازمان يا يك تيم كاري حرفه ها و تخصص هاي مختلفي بكار ميروند كه در بكار گيري آنها عوامل زير مؤثر مي باشد:
ـ تنوع حوزه كاري سازمان يا تيم كاري
هر چه حوزه فعاليت هاي مورد بررسي وسيعتر باشد ونوع كارها متفاوت تر باشد تخصص هاي بررسي كننده نياز بايستي متنوع تر باشند.از طرفيتخصص ها و دانشهايي كه در مورد كليت فعاليت ها و پروسه ها اظهار نظر مي نمايد نيز وابسته به تنوع حوزه فعاليت پروسه هاي مورد مطالعه مي باشند.از نظر تعداد اعضا شركت كننده در تيم امكان سنجي،نياز سنجي،طراحي،پياده سازي نيز بستگي به تنوع حوزه كاري مورد مطالعه دارد.
ـميزان شناخت و متعاقب آن تغييرات مورد انتظار در سيستم
سازمان ها و تيم هاي كاري با اهداف مختلفي به مطالعه وامكان سنجي پروسه هاي خود مي پردازند عمده اين اهداف عبارتند از:
*شناخت ساختار و مدل ايستاي سازمان يا تيم كاري مو جود يا در حال شكل گيري.
*شناخت(ايجاد شناسنامه) پروسه هاي موجود/در حال شكل گيري/امكان كشف در سازمان يا تيم كاري.
*شناخت روشها و متد هاي مديريت پروژه بهينه.
*شناخت مستندات جاري يا در حال شكل گيري سازمان يا تيم كاري ودر نهايت بززسي گردش اسناد.
*شناخت گردش كار پروسه هاي موجود(DFD)
*شناخت موجوديت هاي سيستم و رسيدن به ERD متناسب با ساختار سيستم.
*شناخت مدل كامل سيستم كه بيانگر وضعيت جاري/مناسب/مورد نظر باشد.
*زسيدن به مدلي كه در طراحي سيستم كارا/قابل اطمينان/معقول و مقرون/ راحت و متناسب(اصول مهندسي نرم افزار) مؤثر باشد.
*رسيدن به مدلي كه در پياده سازي سيستم كارا/ قابل اطمينان/معقول و مقرون/ راحت و متناسب(اصول مهندسي نرم افزار) مؤثر باشد.
و اهداف ديگر...................
با توجه به اهداف نوع تخصص و سطح خروجي تخصص که همان پيشنهاد هاي مؤثر براي ابقا/ تغيير/ايجاد سيستم جايگزين براي سيستم جاري مي باشد، مشخص مي گردد.مي توان گفت خروجي تخصص مي تواند يکي از موارد زير باشد:
_ مستندات واقعي/ استاندارد/ بهينه سيستم موجود يا در حال شکل گيري
_ ابزار هاي کمکي مؤثر در بهبود/ ايجاد سيستم موجود يا در حال شکل گيري
_ سيستم کاملاً جديد که در حوزه موضوع مورد نظر ايفاي نقش خواهد کرد
_ پيشنهادات دستورالعملي ، سازماني،آيين نامه اي و... براي سيستم موجود يا در حال شکل گيري

در انتخاب نوع خروجي بايد موارد پيشنهادي را بر اساس( شاخص گذاري/ در نظر داشتن)موارد زير ارائه کرد:
_ فرهنگ کاري و مسائل محيطي
_ ميزان هزينه و منابع مورد نياز ديگر مانند زمان
_ ميزان انعطاف پذيري و علاقه مندي به تغيير
و...............

- سطح فن آوري و تکنيکي بکار رفته در شناخت و تغيير
در فاز امکان سنجي و کشف نيازمند يها وآناليز:
OOPيا SSADM ؟
در فازطراحي سيستم جديد:
Tier3 يا؟
در فاز پياده سازي و گذار به سيستم جديد:
Desktop يا Client/Server يا Web Base يا توزيعي؟چند کاره ؟ در چه محدوده هايي؟ با چه امنيتو سطح دسترسي؟

متد ولوژي ها :
به منظور مقايسه روشهاي مختتلف تحليل و بررسي سيستم مراحل کاري، تفاوتهاي عمده و تشابهات دو متد ولوژي RUP,SSADM را بررسي مي نماييم.

فاز ها يا مراحل کاري:




تفاوتها:
مشخصات تئوريRUP نسبت به SSADM متفاوت است:
1- ديدگاه دو بعدي نسبت به تقسيم بندي و پيشبرد مراحل تحليل.
2- مبنا قرار گرفتن موجوديت(شئ) به جاي روال ها و پروسه هاي كاري.
3- استناد بيشتر فاز طراحي به فازهاي اوليه در RUP.
4- نزديكي كامل مستند سازي سيستم به كليه فازهاي تحليل.
5- همكامي بيشتر با تكنيكهاو مفاهيم پياده سازي جديد.
6- كاربري بيشتر در تحليل سيستمهايي كه منجر به ايجاد يك سيستم نرمافزاري نمي شود.
تشابهات:
1- مشخص شدن ساختار(ايستا)سيستم
2- مشخص شدن رفتار (پويا)سيستم
3- مشخص شدن عوامل/ اطلاعات(موجوديتهاي اطلاعاتي)در جريان گردش كار سيست

تشريح فازهاي مختلف در تئوري RUP:
بر اساس تئوري RUPدر هر يك از مراحل 6گانه اصلي يك سري مفاهيم قوانين و دستورالعمل هاي پايه اي وجود دارند.
مفاهيم:
Activity:
فعاليت هايي كه اريوپي براي درست انجام شدن هر مرحله پيشنهاد مي كند.
Artifcat:
هر سند،محصول و ... كه در هر مرحله از انجام كار توليد مي شود.
Worker:
افرادي كه در هر مرحله فعاليت ميكنندو يك سري سند با محصول محسوس توليد مي كنند.
Guide Line:
راهبرد انجام كار كه نحوه انجام و مميزي هر كاري را مشخص مي كند.براي خيلي ازARTIFACTها به خصوص در مرحله تحليل و طراحيGUIDLINE وجود دارد.
Checkpoint:
سندي است كه جهت ارزيابي هرARTIFACT بكار مي رود.
TOOLMENTOR:
سندي است كه نحوه انجام هر را با ابزار مشخصي توضيح مي دهد(فعاليت هاي كه ابزار مكانيزه دارند).
Business Modeling:
اين فرايند ممكن است با اهداف زير صورت گيرد:
1- استخراج ماژول ها و سازماندهي كاري(چارت سازماني)
2- Domain Modelingشناخت دامنه كاري سازمان
3- One Business many System
شناخت اجزا سازمان(واحد ها، پروسه ها. پروژه ها، شغل ها، نقش ها ، جريانهاي گردش كار،جريانهاي گردش اسناد و...) جهت مكانيزه نمودن سيستم با طراحي سيستم هاي كامپيوتر و غير كامپيوتري مختلف.
4-Business Generation
وقتي هدف توليد بسته هاي نرم افزاري چند كاربره براي سازمانهاي مختلف مي باشند.
5-New Business
سازمان مي خواهد از فن آوري جديد، شغل جديد و هر چيز تازه اي كه به سيستم و روال كاري جاري اضافه شود،استفاده كند.
6-Reorganization
هنگامي که يک سازمان بخواهد در جهت شناخت مشکلات سيستم جاري/ ايجاد تحول در سيستم جاري/ آزمايش سيستم جديد فعاليت نمايد
در اين بخش وضعيت سيستم از ديدگاه درون سيستم(Business Use case Modeling) و بيرون از سيستم Business Object Modeling)) مورد بررسي قرار مي گيرد و مؤ لفه هاي آن بر اساس تئوري RUP به شرح زير است:
شکل زير ارتباط بين دو مدل را در اين فاز نشان مي دهد.


Workers
Business Process Analyst
Business Designer
Stakeholder
Business Reviewer

Activities
Access Business Status
Descript Current Business
Identify Business Process
Refine Business Process Definition
Define Business Process Realization
Refine roles and responsibilities
Explore process automation
Develop a domain modeling

Artifacts
Support Specification
Business glossary
Business rules
Business use case model
Business object model
Target organization assessment
Business vision
Business architecture document
Supplement business specification
Business use case
Business use case realization
Organization Unit
Business Entity
Business worker
Business modeling guidelines
Review record
Analyse model


Business Use Case Modeling
پس از انجام فعاليت هاي لازم و توليد محصولات مشخص فرايند هايكلاسيك زير صورت مي گيرد:
Actor Detecting
Business Actor
هر واحد/ شخص عمدهاي كه Business Modeling براي او انجام مي شود.
Business Worker
ماشين‏‏‏‏‏‏،سيستم،سرويسي كه در حال حاضر در خدمت سيستم مي باشد.
-مشخصات ضروري Actor:
1- نام
2- شرح مختصر
3- سلسله مراتب مربوط به Actor
-روابطي كه برايActor مجاز است:
Generalization
با ساير Actorها
Association
باUse caseهاي سيستم

Use case Derivation:
Use case
انتظاري است كه از واحد/ سازمان/تيم يا هر مجموعه كاري مورد مطالعه وجود دارد.
Unit/Package
مجموعه اي از Use case هايي كه در راستاي يك هدف پيش مي روند.اين مجموعه ممكن است با يك سريBusiness Actor ياBusiness Entity در ارتباط باشند.

مشخصاتUse case كه مورد نياز است:
1- نام
2- شرح مختصر عملكرد
3- شرح مراحل تحققUse case
4- شرايط سيستم براي شروع/بكار گيري (Pre Condition)Use case
5- شرايط سيستم بعد از بكار گيري(Post Condition)Use case
6-خواص و شرايط خاص كه در هنگام تحقق Use caseمطرح مي شود.

Use case Realization:
: راتباط بين Use case ها
Realization
رابطه اي كه نشان مي دهد تحقق و عينيت يك Use case چگونه اتفاق مي اقتد.
در اين حالت يك رابطه Realization از طرف Use case تحقق دهنده به Use caseتحقق يافته ترسيم مي گردد.
Include
هر گاه در راستاي انجام يكUse case بكار گيري يا فراخواني يك Use case حتمي باشد،اين دو Use caseارتباط Include دارند يعنيUse case اول Use case دوم را Include مي كند.
Exclude
هر گاه در راستاي انجام يكUse case بكار گيري يا فراخواني يك Use case محتمل باشد،اين دو Use caseارتباط Exclude دارند يعنيUse case اول Use case دوم را Exclude مي كند.

- رسم نمودار انجام و تحقق
· ترسيم ارتباط بين Use case ها وActor ها
· تقسيم سيستم به چند زير سيستم و شناسايي Use case ها هر زير سيستم (پكيج بندي سيستم)
· كشيدن نمودار ساده مراحل كار(Sequence Diagram)Use case
· راههاي عمومي رسيدن به Use case:
كشفActor هاي سيستم
كشفUse case هاي Actor هاي سيستم
تشخيص رفتار مشتركExclude ،Include در Use case ها
آناليز شرح عملكرد Use caseها

Business Entity
موجوداتي هستند كه آغاز كننده كار نيستند بلكه در جريان يك كار به عنوان يك آيتم اطلاعاتي در سيستم منتشر مي شوند و ممكن است در سيستم تغيير شكل دهند و حالات مختلفي داشته باشند. بررسي چنين موجوداتي مستقل از نوع فن آوري مي باشد.

Glossary
شناسنامه موضوعاتي كه بررسي مي شوند.

Business Object Modeling
در اين مرحله تماميBusiness Workers وBusiness Entity بايد قابل شناسايي باشند
اين مدل كليهRole ها و Thing ها راشناسايي مي كند كه توليد كننده كلاس در ديدگاه منطقي سيستم خواهد بود.
پيش از پرداختن به اين مبحث مفاهيم زير معرفي مي گردد:
در دنياي شئ گرا هر چيز قابل لمس كه داراي يك سري ويژگي و رفتار باشد راObject مي گوييم.
ـ OBJECT دارايIdentify ، Behavior،State ميباشد.
- IDENTIFYبايد زير مجموعه اي از State ها باشد (Identify مي تواند در دنياي خارجي وجود نداشته باشد)
CLASS (TYPE)
در اثر دسته بندي OBJECT هاي مشابه گروههايي به نام كلاس تشكيل مي شود.
INSTANCE ( نمونه ):
يك مورد اجرايي از كلاس را نمونه مي نامند(تفاوت جزئي بين ابجكتو نمونه وجود دارد)
ATTRIBUTE (ويژگي):
اطلاعاتي كه در كلاس تعريف مي شوند.مقادير اين ويژگي ها راSTATE مي نامند.
METHOD/ SERVICE:
معادل تابع در زبانهاي ساختار يافته است.
در خواستي را كه به يك ابجكت مي فرستيم( MESSAGE ) و ابجكت رفتار متناسب با آن را انجام مي دهد.
رفتار تابع هميشه ثابت است و نتيجه آن مشخص ولي رفتار متدعاي كلاس بستگي به نوع ابجكت دارد.
GENERALIZATION / INHERITANCE:
مشخص ميكند كه يك كلاس از كلاس ديگر مجرد تر استيا كلي تر و اين رابطه بيانگر يك نوع توازن است.
در ديدگاه شئ گرايي موضوعات را ابتدا كلي مي بينيم تا جهت اضافه كردن شئ جديد مشكلي وجود نداشته باشد.
ASSOCIATION (انجمني):
بينگر ساختار موجود در كلاسهاست و تناظر بين اشيا را مشخص مي كند(مانند ساختاري است).اين رابطه بيانگر ارتباط اجزا دروني،مرتبط و معنا دهنده به يك كليت با يك مفهوم كلي مي باشد مانند نسبت كلاس كارمندان به كلاس شركت انجمني استولي نسبت كلاس چاپ فاكتور به كلاس فاكتور انجمني نيست.
AGGREGTION (تجمعي):
همان رابطه ساختاري انجمني است كه نسبت كل به جز را مشخص مي كند.مانند سند به اقلام سند.
· خيلي از روابط ممكن است صريحاَ و مستقيماَدر شئ به موجود بر قرار نباشد ولي از روي ساير روابط برداشت مي شوند،در اين موارد نيازي به ايجاد ارتباط مستقسم نيست.گاهي ممكن است به دليل افزايش سرعت اين روابط را ايجاد نماييم.
COMPOSITION
در رايطه تجمعي كل بدون جز معنا ندارد.اگر جز بدون كل هم معنا نداشته باشد رابطه تجمعي از نوع COMPOSITIVEمي باشد.
ENCAPSULATION
قرار دادن مجموعه اي ازامكانات (رفتار و ويژگي) در يك بسته طوري كه پيچيدگيهاي امكانات را از ديد كاربر پنهان كند.در اين حالت سرويس گرفتن از اين مجموعه امكانات براي كاربر منظم و راحت است.
POLYMORPHISM
با وجود يك اسم و يك انتظار رفتارهاي مختلفي را انتظار داشته باشيم.
گاز دادن دو خودرو
محاسبه حقوق براي پرسنل مختلف

بر اساس Business Object Model ميتوان در مورد نحوه تحقق UseCaseها و ارتباط بين UseCaseو Objectهاي سيستم(گذار يا Transaction) تصميم گيري كرد و به مدل Business Transaction Model رسيد.
· مبناي كار در اين بخش استناد به Business UsaCase Modeling است.
· كشف و جستجوي موضوعات و موجوديت هايي كه هدف كاري UsaCaseهاي سيستم مي باشد منجر به كشف مدل موضوعي سيستم مي شود.
· در تئوري RUP پيشنهاد ميشود كه پيش از دسته بندي موضوعي فعاليت ها يك شناسنامه گويا MOM(Meta Object Model)براي سيستم مشخص كنيم

تعريف (Meta Object Model)
مدلي كه شرح حالت كلي يك موضوع ، ارتباط بين موضوعات كلي، ارتباط بين موضوعات جزئي وموضوعات كلي و دامنه موضوع را مشخص كند.
· به جز ويژگي تشريحي اين مدل ديگر ويژگي هاي اين مدل مانند مدل كلاسيك سيستم
(Class Diagram ) مي باشد

ويژگي هاي (Meta Object Model)

1- موضوعات مرتبط با UseCaseهاي سيستم را تا جاي ممكن شناسايي كند.
2- حالتهاي جايگزين (Alternative)موضوعات كلي را تا جاي ممكن شناسايي كند.در صورت امكان نحوه دسته بندي اين حالتها و افراد (Actor)ها و UseCaseهايي در گير با اين حالتهاي موضوعات را شناسايي كنيم.
3- شناسايي موقعيت هايي كه در آنها عمليات نمونه گيري از موضوعات صورت مي گيرد.كشف اين موقعيت ها منجر به شناسايي stateهاي Object واز آنجامنجر به شناسايي propertyموضوعات مي شود.در اين حالت بايد بشتر هدف رسيدن به Strotype هاي ويژگيها باشد نه خود ويژگي ها.
4- اگر شناسنامه گوياي موضوعات كلي ديده شود و رفتار و ويژگي هاي آن نيز كلي ديده شود مدل موضوعي سيستم خوب تشريح مي شود.
5- در مدلmomبرداشت و انتظار سيستم از موضوع به هنگام اجرا و بهره برداري از موضوع به صورت كلي مطرح مي شود.(شرح)
در اين مدل سازي بيشتر موارد زير را بررسي مي كنيم.اين موارد بايستي از Business Object Model سيستم قابل لستخراج باشد:
Business Instance Worker
در هر UseCase ممكن است چندين Actor با چندين نمونه و نقش فعاليت كنند. هريك از اين actorها ممكن است در ايجاد/اصلاح تعريف و ويژگي هاي موضوع اصلي نقش داشته باشند.
Business Entity
مدارك ، اطلاعات و ... كه پيرامون يك موضوع عمده در يك سيستم كاربرد دارد.
Object Colabration
كارهاي كه هدفمند و متمركز بر روي يك هدف خاص و عمده صورت ميگيرد ممكن است چندين موضوع هدفساز و جانبي نيز در كنار موضوع هدف و اصلي قرار گيرند ولي موضوع هدف و اصلي مهم است.
· براي رسيدن به يك مدل موضوعي مناسب و كارا كه در مراحل بعد(نياز سنجي/آناليز/طراحي)نيز بكار مي رود.پيشنهاد مي شود كه يك مدل پيشنويس (Adaaptive Object Model)AOMدر اين بخش شناسايي و طراحي شود. اين مدل پسنويس از روي مدل گويا (MOM) ساخته مي شود.
نتايج يكMOMكامل در فاز :Business Object Modeling
1-UseCase ها ي سيتم به صورت كامل (تعداد/ويژگي)شناسايي مي شوند.
2- aom مناسب براي مراحل بعدي بدست مي آيد.
3- يك مدل موضوعي پويا با تغيير نيازهاي سيستم بوجود مي آيد.
4- مدل موضوعي ((Business Object Modeling سيستم براي استفاده در فاز Business Modeling كامل مي شود.
5- شناسايي/ شبيه سازي موضوعيرفتار سيستم در آينده كامل تر مي شود.
تعريف (Adaptive Object Model)
مدل كلي اما واقعي موضوعي سيستم كه از روي momبدست مي آيد.

ويژگي هاي ) (Adaptive Object Model
1- تمامي دستورات/ عملكرد ها / انتظارات و هر فعلي كه باعث انجام يك كار مرتبط با موضوع شود.در اين مدل تشريح مي شود.
2- يك شناسنامه براي دسته بندي موضوعات كلي تهيه مي شود(ليست و شرحObject Type
3- براي رفتارهاي مرتبط با موضوعات با يك strategy و سپس يك شناسنامه رفتاري
(Method Type )تهيه مي شود.
4- براي ويژگي هاي موضوع Attribute Typeتهيه مي شود.
5- برايEntity هاي مرتبط با موضوع هم يك سري تهيه Entity Typeتهيه مي شود.
· در تمامي اين بررسي ها موقعيت/ مقدار/ نوع/ نحوه عملكرد ويژگي ها و رفتار و موارد خارجي را به هنگام اجرا و بهره برداري از سيستم بررسي مي كنيم نه در حالت انتزاعي/بهينه/مورد نياز.

 

منبع: www.barnamenevis.org
نویسنده: h_rezaei

Titles

صفحه اصلی
Up
سوال و جواب
Downloads
Beeper help
جستجو
تصاویر برنامه ها
تبلیغات
تماس با ما
وبلاگ شخصی

جستجو در سایت

لینک سایر سایت ها


 صفحه اصلی | مقالات | سوال و جواب | Downloads | Beeper help | جستجو | تصاویر برنامه ها | تبلیغات | تماس با ما | وبلاگ شخصی
در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از نرم افزار هاي اين سايت, مشكل را با مدير اين سايت در ميان بگذاريد.

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons Attribution 2.5 License.

آخرين به روز رسانی: آمار بازدید: